گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ ، می فروشم به شما ، تا به آواز شقایق که در آن زندانیست ، دل تنهایتان تازه شود ... سهراب سپهری
حرفی از من

چه خوب است نعمت فراموشی ! برای فراموش کردن لحظه از دست دادن یک شانس بزرگ.
لحظه ها در پی هم می گذرند و میان آنها تو فقط می مانی؛لحظه ای با من باش، تا ابد در دل من مهمانی.

منوی من
بیوگرافی من
بهش میگم: 360 من

اگر خواستی چیزی بگی ، اینجا هم می شه گفت
لوگوی من
::جزیره من::

آمار وبلاگ من
امروز : چهارشنبه 13 آذر 1387
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ای کاش

کاشکی دره ها ، کوی های شما بودند و راه های سبز ، کوچه های شما . و شما یکدیگر را در تاکستان می جستید و با دامن های آکنده از عطر خاک می آمدید ...
 اما اینها هنوز میسر نیست ...


[+] [ پیام ( )|| نوشته شده توسط کوشا ]
محبت

محبت را در نقاشی کودکی یافتم که خورشید را سیاه کشیده بود ٬ تا نور زیادش صورت پدرش را نسوزاند ...

[+] [ پیام ( )|| نوشته شده توسط کوشا ]

من نمی دانم چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است ٬ کبوتر زیباست ... و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست. گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد ؟!؟!

چشم ها را باید شست ٬ جور دیگر باید دید ...

[+] [ پیام ( )|| نوشته شده توسط کوشا ]
کجایی که یادت بخیر

یادمه همه ادعاشون می شد که ته معرفتند ٬ می گفت برو من هوات رو دارم! انقدر از این ها گفتند که خودشون هم خسته شدن! دیگه ادعا هم نمی کنند. می دونند دستشون رو شده.

حداقل می تونند به این بنازند که پر رو نیستند. وگرنه هنوز هم جمله های قدیمی رو داشتند تو گوش ما می خوندند.

به خودم می گم بسه دیگه. انتقاد بسه. به فکر خودت باش.

این ماه رو مثل ماه تولد خودم می دونم. خیلی دوسش دارم. ۲۵ مرداد ٬ قرار بره تو ۴ سال. کامینگ سون !

مواظب خودت باش جزیره من ...

بدرود ...

کوشا   ۰۶/۰۵/۸۷

[+] [ پیام ( )|| نوشته شده توسط کوشا ]